مرتضى مطهرى
49
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
معمولًا دانشمندان آنجا كه مىخواهند موضوع حيات را با مسئلهء توحيد و ارادهء خداوند مربوط كنند مسئلهء آغاز پيدايش حيات را در روى زمين پيش مىكشند و اين سؤال را طرح مىكنند كه حيات و زندگى اولين بار به چه وسيله پيدا شد ؟ قرائن مسلّم علمى نشان مىدهد كه ظهور حيات و زندگى در روى زمين آغازى دارد ، يعنى هيچيك از انواع ذى حياتها از گياه و حيوان ، هميشه و در گذشتهء نامتناهى نبودهاند ؛ زيرا خود زمين عمر محدود و معينى دارد و بعلاوه زمين در همهء عمر تخمينى چند ميليون سالى خود قابل اينكه جاندارى در او وجود داشته باشد نبوده است . پس اين جاندارها اولين بار به چه وسيله پيدا شدند ؟ در جريان مشهود ما اينطور است كه همواره هر فردى از فرد ديگر از نوع خود متولد مىشود ، گندم از گندم و جو از جو ، اسب از اسب و شتر از شتر و انسان از انسان پديد مىآيد . طبيعت ابا دارد از اينكه خود به خود از يك تودهء خاك خالص ، يك حيوان و يا يك درخت مثلًا پديد آيد و بالاخره هميشه مبدأ تكوّن يك موجود زنده يك موجود زندهء ديگرى است كه از او به صورت تخم يا نطفه مثلًا جدا مىشود و در محل مناسبى رشد مىكند . حالا ابتدا اين كار چطور بوده و به چه وسيله بوده است ؟ آيا هر يك از اين انواع بىشمار منتهى مىشوند به يك فرد معيّن كه او مبدأ اين نوع است ؟ اگر اينطور است خود آن فرد از چه راه و به چه وسيلهاى پيدا شده ؟ طبيعت كه ابا دارد از اينكه بدون سابقهء نطفه يا تخم و بالاخره مادهاى كه از موجود زندهء قبلى جدا شده باشد موجود زندهاى به وجود آورد ؛ پس ناچار بايد گفت استثنائى رخ داده و به اصطلاح اعجازى به وقوع پيوسته است و دست قدرت الهى از آستين بيرون آمده و آن فرد را آفريده است . و يا اينكه همهء اين انواع ، يك اصل و يك ريشه دارند و بين همهء آنها رابطهء فاميلى برقرار است ؟ بنا بر اين فرض هم دوباره عين همان سؤال پيش مىآيد كه بر فرض ، همهء انواع به يك و يا چند اصل و ريشه برگردد و قبول كنيم كه مبدأ تكوّن همهء اين موجودات زندهء متنوع ، يك حيوان يك سلّولى است ؛ باز نظير سؤال گذشته پيدا مىشود كه آن زندهء اول چگونه پيدا شد ؟ مگر نه اين است كه علم ثابت و مسلّم كرده كه موجود زنده جز از مجراى موجود زندهء ديگر به وجود نمىآيد ؟ پس آيا استثنائى پيش آمده و